عزت الله مولايى نيا همدانى

391

نسخ در قرآن ( فارسى )

تاريخى نسخ در حوزهء قرآنى دارد . همانگونه كه اجماع پژوهشگران اسلامى بر آن است . يك دليل قاطعى نيز در صدر آيهء تبديل ، بر مطلب ما وجود دارد كه هرگز قابل هيچ‌گونه توجيهى نيست آن ادات شرط « اذا » است كه آيهء تبديل ، با آن آغاز گرديده است و قرآن كريم اين كلمه « اذا » را جز در مورد امور قطعى الوقوع و محقق الوقوع ، هرگز به كار نبرده است ؛ مانند : جريان قطعى قيامت و يا جريانات ديگر ، مانند : 1 - إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ « 1 » . . . ، و إِذَا الشَّمْسُ « 2 » كُوِّرَتْ ، إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ . . . ، إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ « 3 » . . . و إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ « 4 » و امثال آن . پس ادات شرط « اذا » و فعل شرط « بدّلنا » مبدل و مبدل منه « آيه مكان آية » و اين اذا ظرف زمان وقوع شرط و فعل شرط و مبدل و مبدل منه ، در مجموع دلالت بر عمليات « نسخ » در قرآن مىنمايند و اين همان هدف ما از بررسى اين آيات است . « 5 » حاصل معناى آيهء كريمهء مورد بحث اين است كه : چون آيه‌اى از قرآن به جاى آيهء ديگر بياوريم ؛ يعنى آيهء اول ( حكم آن را ) را توسط آيهء ديگر ، « نسخ » كنيم و خدا به آنچه به تدريج نازل مىكند ، داناتر است و اينكه هر دو حكم از جانب خدا بوده و بر طبق شرايط و مصالح و حكمت نازل شده‌اند ، چرا كه هر شرايطى و هر زمانى يك مصلحت و حكمتى دارد كه چه بسا در زمان ديگر ، تبديل به مفسده گردد . و به عكس ؛ زيرا با دگرگونى شرايط و ظروف ، مصالح نيز تغيير مىيابد و شرايع الهى كلا جهت مصالح انسانها در معاش و معادشان طبق دگرگونى مصالح نازل گشته‌اند و فرويش وحى چه فرويش اوليه ، چه فرويش بعدى ( ناسخ ) هر دو در چارچوب حق و به فرمان حق و در مدار حق و حكمت از سوى پروردگار عالم انجام گرفته است ؛

--> ( 1 ) الواقعه : 1 . ( 2 ) تكوير : 1 . ( 3 ) بقره : 1 . ( 4 ) بقره : 282 . ( 5 ) ر . ك : على حسن العريض پيشين ، صص 96 - 90 - با توضيحى از نگارنده .